بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

 

تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت مختار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طوفان یادت , عاشورایی دیگر است و فریاد تو چون موج دریا  , خروشان است و آسمان کوفه با یاد سر خورشید مختار , خون گریه می کند . ای مختار اگر تو نبودی و عشق تو به حسین (ع) نبود , قلب شیعه زخم های عمیقی داشت و سکوت غمگین , آنرا افسرده می کرد و در دریای غم غرق می گشت . اما تو آمدی و شب های اسیر های شام را انتقام گرفتی و با شمشیر سرخ درخشانت , قلب سیاه یزیدیان را شکافتی و آفتاب تابان تو , شکوهمند است و نور را نصیب قلب های سوگوار کردی و در سیمای سرخ تو , پرتو عاشورا می درخشد و حسرت بازماندنت از کاروان حسین (ع) را فریاد ها کشیدی و رؤیای شهادت سرخ را در سینه ات با آه و درد خواستی !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 


طبقه بندی: حضرت مختار، نثر ادبی ،
برچسب ها: نثر ادبی عاشورا، نثر ادبی کربلا، نثر ادبی مختار، نثر ادبی مختار ثقفی، دلنوشته عاشورا، دلنوشته کربلا،

تاریخ : چهارشنبه 25 دی 1398 | 03:07 ب.ظ | نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا | نظرات

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت حر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آسمان کربلا خون گریه می کند و فرات در حسرت لب ترک خورده ی خونی تو , جوشان می گردد . و فرشته های غمگین در سوگ سر بی پیکرت روی نیزه ,  فریاد ها می کشند و دریای خون ترا می گریند ! ای حُر , هنگام توبۀ نورانی به چشم های مظلوم حسین (ع) نگاه می کنی و اختر کربلا می گردی و نور خدای اقدس را  , بی سَر پرستش می کنی . ای کاش ماه سرخ را بر نیزه نمی کردند و بر پیکر سرخت نمی تاختند . اما عشق به نور الهی را از تو نمی گیرند . و ای حر ,  معنای نور ِ مظلومیت هستی وعظمت دریای سرخ قلبت را تنها خدا می داند . و هنگامی که بر خاک سرخ کربلا می افتی , کهکشان های غمناک , سرخ می گردند .  و لاله های پرپر بر خاک می افتند و پرنده های دشت نینوا ناله ها می کنند و در عزای اختر سرخ ِ حُر , آسمان های شرمسار اشک می افشانند و ماه سرخت روی نیزه , یحیای نبی (ع) را در عرش غمگین , سیاه پوش می کند و درد تو در دل ها , قیام قیامت می گردد . آری , پرتو ِ حُر , آتش به دل شهید های عاشق می کشد . آن زمان که حسین (ع) ترا نور آزاده می خوانَد , دریا های خون ,  توفانی می گردد . آری , حسین (ع) را تنها نمی گذاری و بیعت با خورشید عاشورا , عظیم است و اگر سَر هم بر نیزه ی خون برود ,  باز پیمان درخشان می ماند . و هزار سال است که فرات در حیرت مانده است که معنای آب , دل پاک توست ! ای ستاره ی نورانی حُر , حَرم تابان تو , عشق دل شهید های آزاده است . ای نور حُر , دریای واژه های سرخ شاعران , قطره ای از اقیانوس سرخ تابندۀ توست !     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 




طبقه بندی: حضرت حر، نثر ادبی ،
برچسب ها: نثر ادبی عاشورایی، نثر ادبی کربلا، دلنوشته عاشورا، حر ریاحی، حر،

تاریخ : شنبه 16 آذر 1398 | 11:49 ق.ظ | نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا | نظرات
logo-samandehi
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات