بسمه تعالی

 

 

 

 

 

نور خرابات شام حضرت رقیه (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در عرش , دعای سرخ خواهی داشت . و عزادار ها را گریان خواهی کرد . و نور جانت , چشمه های خروشان سرخ می گردد و آفتاب صدای تو , هنگامیکه یا حسین (ع) می گویی , جهان تیره را سرشار از پرتو می کند . و سوگوار های نینوا  به حرم سرخ تو خواهند نِگریست . و انوار سرخ آستانت را ناله ها خواهند کرد . و خورشید تابان رقیه (ع)  , نور بی کران الهی را خواهد پَرستید . آری , این کرۀ خاکی , ترا درک نخواهد کرد و تو خورشید سرخ ِ دمشق هستی ! و با یاد دریای سرخ رقیه (ع) , ابرهای متراکم , خون خواهد افشاند . و در رثای تو باید ناله ها کرد . ای حضرت سرخ پوش , ما از دریای سرخ تو شرمگین هستیم .  یا رقیه (ع) , ما از دریای سرخ عرفان تو , قطره ای نخواهیم بود . 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 




طبقه بندی: حضرت خداوند و عاشورا (2)، حضرت رقیه (ع)، نثر ادبی ، کاروان اسرا،
برچسب ها: نثر ادبی عاشورا، نثر ادبی عاشورایی، نثر ادبی حضرت رقیه، دلنوشته عاشورایی، دلنوشته حضرت رقیه، دلنوشته عاشورا،

تاریخ : پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 | 02:51 ق.ظ | نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا | نظرات

 

 

 

 

 

 

تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت علی اکبر علیه السلام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چشم هایت خواهی تابید و حضرت توحید , سبزی ِ نگاه ترا سرشار از نور خواهد کرد . آری , در نگاه تو ,  راز طلائی ِ عشق , خواهد شکفت . و در روز میلادت , کهکشان نیلی ها در حیرت خواهد ماند . و از خویش خواهد پرسید : " نور نیلی ِ شهادتت را پایانی هست ؟  " و طلوع قلب تو , عشق خدا را خواهد انگیخت . که آیه های سبز قرآنی ترا می شناسند ! . وَ ای شهید سرخ پوش و ای لاله ی سر شکسته , راه خروشان  ِ سرخ شهادت را به قلب هایمان آموختی . و باید , نور ماه سرخ تو , اسوۀ شهادت گردد . تا در سیاهی متراکم دنیا , خورشید سبز الهی و ستاره ی نقره ای اکبر (ع) ,  خواهد تابید  . ای اکبر (ع) , آیا صبح عشق ترا , کرانی هست ؟ و پرتو ِ شمع سرخ ترا می توان توصیف کرد ؟ که در مدح تو ,  آسمان های زرّین و زمین سپید , شیدا خواهند گشت . و پرنده های عاشق , دشت سرخ نینوا را سرشار ِ از آوای سبز خواهند کرد . و رود فُرات , در حسرت لب های سرخ تو , خروشان خواهد گشت . و کیمیای سبز هستی , ترا عشق , نام خواهد نهاد . و در روز میلادت , گل های ارغوانی از همیشه خوش بو تر خواهد بود . و باران سبز بر خاک سیاه خواهد بارید تا از دل خروشان خاک , گل های سپید خواهد روئید  !  . و تمام کهکشان های سبز , عشق ترا خواهند شکفت . و پرتو ِ خورشید نقره ای ِ  شجاعت و ایثارت , پایان نخواهد داشت . و آتش خروشان عشق تو , در دلم , غوغای زرّین خواهد کرد . و خواهم سُرود :
"  سلام ِ عاشقانۀ خدای شهدا بر تو باد ! " .

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




طبقه بندی: حضرت علی اکبر (ع)، نثر ادبی ،
برچسب ها: نثر ادبی عاشورا، نثر ادبی عاشورایی، دلنوشته عاشورا، دلنوشته عاشورایی، حضرت علی اکبر، حضرت اکبر، کربلا،

تاریخ : چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 | 03:23 ب.ظ | نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا | نظرات
logo-samandehi
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic